4 ماهگی + دومین سفر

دوباره مشهد مژه ... این بار از تعطیلی 14 و 15 خرداد استفاده کردیم و با بابا شهرام که سفر قبل همراهمون نبود عازم مشهد شدیم.

 

اول راه کسرا یه کم هاج و واج بود ابرو

و بعد از چند ثانیه با عصبانیت خوابش برد متفکر

از صبح فردا هم گردش و تفریح با مامان شهلا و بابا حمید عزیز و عمه جونا بغل

باغ وکیل آباد و شب بعدش چالیدره ... که چون یه کم باد میومد کسرا تو همه عکسا توی پتو پیچیده شده زبان

و توی خونه هم که همش پیش عمه ها بود

... و با تمام قدرت با خواب مبارزه می کرد که حتی یه لحظه رو هم از دست نده قلب

این حالت جدید هم اونجا کشف شد که انگار کسرا خوشش میاد و هرچی اینجوری بذاریمش خسته نمیشه و البته با زانوهاش تلاش زیادی می کنه که خودشو بکشه جلو، خدا عاقبت ما رو به خیر کنه با چهار دست و پا شدن آقا کسرا استرس

اینجوری شد که گل پسرم چهارمین ماهگرد تولدش رو در سفر گذروند و بعد از برگشت هم واکسنش رو نوش جان کرد که خدا رو شکر اصلا اذیت نشد.

عزیز دلم چهار ماهه شدنت مبارک ماچماچماچ

/ 0 نظر / 68 بازدید