وروجک یک ساله

در مورد اشتها هم که کسرا کلاً در اعتصاب غذا به سر میبره و تا قاشق و ظرف غذا میبینه فرار میکنه یا روشو برمی گردونه منتظر دکتر شربت زینک رو قطع کرد و به جاش سیپروهیپتادین به اضافه یه شربت تقویتی نوشت و توصیه کرد دیگه کلاً بهش اصرار و اجبار نکنیم و در نتیجه فقط غذا رو جلوش میذاریم و کسرا هم بیشتر باهاش بازی میکنه و نهایتاً دو سه تیکه دهنش میبره.افسوس 

تنها چیزی که با علاقه میخوره نونه، نون خالی!

چند روزی میشه شیر گاو توی شیشه بهش میدیم که اونم خدا رو شکر دوست داره و خوب میخوره حتی بدون شیرین کردن.

یه هفته بعد از تولدش بردیمش سلمونی واسه اولین بار و پسرم بیشتر از انتظارمون آقا بود و همکاری کرد فقط آخراش بی حوصله شد و یه کم نق زد.

و البته شیرینی ها و پیشرفتای این روزاش:

همچنان عاشق دوربینه و مجال عکس گرفتن بهم نمیده، واسه همین خیلی کم میشه عکس خوبی ازش گرفت، مگه دیگه خیلی اساسی سرگرم بازی باشه.

شیفته ی سبد لباساست مژه هر وقت میخوام لباس بندازم تو ماشین یا لباسا رو جمع کنم حتماً از هر جایی که باشه سر و کله ش پیدا میشه و ...

سبد و پر میکنم و بهش میگم ببریم بشوریم، یه طرف سبد رو می گیره هل میده و منم میکشم دوتایی می بریم جلو ماشین لباسشویی، ذوقی میکنه که نگو، انگار بهترین بازی دنیاست چشمک بعد هم همونجا کنار سبد می ایسته و هر دفعه با کنجکاوی تموم مراحل پودر ریختن و روشن کردن ماشین رو تا آخر دنبال می کنه ماچ

وقتایی هم که ماشین خالیه این کارشه: متفکر (یکی دوبار تیکه های بیسکویت و میوه شو از توی ماشین درآوردمابله

نمی دونم این وسیله چه معمایی داره که واسه کسرا حل نمیشه؟!

وقتی با خودش سرگرم بازیه خیلی خوردنی میشه، گاهی صداهای بامزه ای حین بازی درمیاره "دزززززززز" "اِ اِ اِ" ولی هنوز خبری از حرف زدن نیست. همون بابا هم دیگه نمیگه

چند باری وسط نق نق و گریه های مریضی "ماما ماما" گفت که هم دلمو سوزوند و هم خیلی بهم چسبیدماچقلب 

 

 

 

 

هر جور ظرف یا جعبه و سبد و این جور چیزا جلوش باشه همه وسایل داخلش رو درمیاره و باز دونه دونه میذاره سر جاش لبخند

اینم اسباب بازی محبوب این روزاشه، دست کوچولوشو روی کلیداش نگه میداره و صداهای یکنواخت رو سه چهار دقیقه ای باید گوش بدیم:

horse horse horse horse horse .... yellow yellow yellow yellow yellow yellow .... نیشخند

عاشق دماغ و شاخکای این عروسکشه متفکر

قلبدلقک

وقتی چیزی دستش باشه و بهش بگیم "بده مامان" یا "بده بابا" سریع میذاره کف دستمون بغل جالبه که اوایل "بده" به تنهایی رو متوجه نمی شد و حتماً باید می گفتیم "بده مامان" زبان عزیز دلم خیلی با نمکه وقتی وسیله ای برمیداره که مثلاً بازی کنه میگیم بده زود بهمون میده و تا میبینه از دستش رفت گریه می کنه چشمک واسه اینکه عادت حرف گوش کردن از سرش نره دوباره مجبوریم بهش بدیم که عصبی نشه.

دوباره چند روزی میشه تا قهر می کنه و ناراحت میشه سرشو میزاره زمین و اگه خیلی اوضاع ناجور باشه پشت سر هم سرشو میکوبه! واقعاً نمیدونم این مواقع چیکار باید بکنم، بی تفاوت بذارم ادامه بده (آخه گاهی خیلی محکم میزنه حتی روی سرامیک) یا بغلش کنم و ... که کاملاً هم فهمیده چون وقتی سرشو زمین میذاره زیرچشمی دنبالمون میگرده نیشخند آخه آدم مگه دلش میاد؟! میگیرم سفت فشارش میدم خوشمزه

تازگی عشق ماشین بازی شده پسر کوچولوی خوشگلم بغل

 
 
 
 
 
 
 
گاهی هم با چرخای ماشین سرگرم میشه
 
قبلاً وقتی مکعب ها و آجراشو روی هم می چیدیم سریع خراب میکرد ولی الان بیشتر سعی میکنه آروم لمس کنه یا یکی دیگه بذاره روش که البته بازم به خراب شدن منجر میشه.مژه
خیلی دوست داره واسش با عروسکاش فیلم بازی کنیم و جاشون حرف بزنیم. وقتی با صداهای مختلف جای عروسکاش باهاش حرف می زنم تموم صورت نازش خنده میشه قلب 

کتابا رو ورق میزنه و تماشا میکنه. (گاهاً گوشه های کاغذاشون مفقود میشه و خب با دیدن قیافه کسرا که دهنشو قفل کرده می فهمیم ماجرا چیه!)
 
 
هنوز انگار قصد راه رفتن نداره و البته عجله ای هم نیست چون چهاردست و پا از پس همه شیطونیاش برمیاد عینک البته جاهایی که بشه دستشو بگیره بلند میشه و با کمک راه میره.
هر جا بالش یا کوسن ببینه سریع سرشو میذاره روش و لبخند میزنه ماچ زود هم بلند میشه و ادامه بازی...
کشوها و کمدها رو راحت باز میکنه و کل وسایل رو خالی میکنه و گاهی هم دوباره وسایل و میذاره سر جاشون.
خونه مامان فریده یه کمد مخصوص وسایل کسراست که خودش جاشو میدونه و این جوری میره اونجا فضولی ...
(این صحنه ایه که دنبالش می گشتیم و اینجوری پیداش کردیم بغل)
 
خودش شیشه آبشو برمیداره میخوره و بعد هم سعی میکنه درش رو ببنده قلب کلا با در بطری ها و شیشه ها خیلی سرگرم میشه و اگه درش باز باشه برمیداره میذاره روش که مثلاً ببنده.
 
 
کسرا با دوست کوچولوش امیرحسین خوشگل و خوردنی
خوابیدنای عشقم
اینم یه روز که بابا شهرام بدجوری مریض بود و خواب بود، در رو بستم که کسرا نره توی اتاق، عشقم پشت در منتظر نشسته قلب 
 
 
پ.ن: دوستای گلم از اینکه کامنتا رو فقط تایید می کنم و جواب نمیدم خیلی شرمنده ام :( دلیلش فقط وقت کمه و چون کامنتا رو با گوشی می خونم جواب دادن خیلی سخت و وقت گیر میشه.
 
/ 12 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان مینا

عزیزم فدات بشم مریض نبینمت خاله جون[ماچ]ماشالا حسابی بزرگ و آقا شده فداش بشم[قلب][بغل]

مامان سام

ای جووووووووووووووووونم چه ناز شده با اون موهاش.مبارکت باشه عزیزم. عکس آخر خیلی باحال بود [ماچ][ماچ][ماچ] مامانی وقتی سرش رو به زمین می زنه اگه یه چیزی باشه که خیلی واسش جلب توجه کنه و حواسش پرت بشه فکر می کنم جواب بده.البته تو این مواقع آدم هول می شه.فقط می دونم که تو این مواقع تا جایی که خطرناک نباشه نباید اعتنا کرد چقدر خوب که نون دوست داره.مامانی نگران نباش ان شاالله به زودی غذاش خوب بشه. واقعاَ وقتی می خنده خیلی ملووووووووووووس می شه قربونش برم که از کمک کردن به مامان لذت می بره [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

شیما مامان شاهین کوچولو

این پست هم مثل همیشه جالب بووووود[نیشخند] وای چقدر خندیدم از دست کاراش[خنده] خیلی از کاراش شبیهه شاهینه[بغل] اون عکسی که فقط پاهاش معلومههههه خیلی باحاله[ماچ]

مامان بهراد

قربونت برم,کلی کیف کردم عزیزدلم[ماچ]موهات هم خیلی ناز شده عروسک...این پروسه ماشین لباسشویی حالاحالاها ادامه داره.بهراد دیگه الان خودش لباسارو میاره,پودر ومایع میریزه,روشن میکنه و کلی منتظر میمونه تا تموم بشه و لباسا رو پهن کنیم[خنده][ماچ]

منصوره

سلام عزیزم ممنون که شما هم به ما سر زدین با اجازتون لینکتون کردم اگه شما هم موافقین گلسا جون منو لینک کنید[شوخی]

منصوره

کسری جونم چقدر کارای با نمکی انجام میدی قوربونت بشم

ناهید(مامان امیرحسین)

حال کسرا جون خوشگلم چطوره؟ مریضی و بی اشتهاییش خوب شد؟ ایشالله همیشه تنت سالم و لبت خندون باشه جیگر خاله

مامان لیانا

عزیزم چقدر کیف میکنم کسرا جونم چه قشنگ با اسباب بازیاش بازی میکنه من که آرزو به دل موندم لیانا با اسباب بازیاش بازی کنه[ناراحت]...آزاده جون اصلا نگران بی اشتهاییش نباش احتمالا برای دندوناش باشه و همچنین با بزرگتر شدنشون بازیگوش تر میش غذا خوردنشون کمتر میشه[ماچ]

منصوره

بهار آمد که تا گل باز گردد / سرود زندگی آغاز گردد بهار آمد که دل آرام گیرد / ز درد و غصه ها فرجام گیرد بهار بر شما مبارک

منصوره

هزار ماشاالله به پسر گلمون مامانی تولد گلساست منتظرتونیم