واکسن 6 ماهگی + شروع جدایی ها!

    

21 مرداد: مرخصی تمام شد... به همین زودی! زبان ساعت 8 صبح رفتیم مرکز بهداشت برای کنترل قد و وزن که خدا رو شکر نرمال بود و ... واکسن 6 ماهگی گریه که به هوای واکسن های قبلی ساده گرفته بودمش!!! تصمیم بر این بود که بعد از مرکز بهداشت برم سر کار و کسرا با مامان فریده بره. موقع واکسن بیشتر از دفعه های قبل گریه کرد، بعد از اون توی ماشین شیر خورد و من جلوی اداره خیلی خیلی غمگین کسرا رو با ساک و اسباب بازیهاش و شیر خودم که واسش گذاشته بودم به مامان فریده سپردم و رفتم.ناراحت

روز اول کار بعد از 6 ماه که روز و شب با هم بودیم واقعاً سخت گذشت، خدا رو شکر که تلفن و وبلاگ بود وگرنه تا ظهر از دلتنگی میمردم! شاید هزار بار عکساشو دیدمخیال باطل ... توی گوشیم ... و وبلاگ ... و جدا از اون 20 بار زنگ زدم تا صداشو بشنوم.قلب و بین روز هم فسقلم با مامانم اومد اداره که شیرش دادم و کلی از دیدنش کیف کردم جوری که دیگه دلم نمیومد بدمش به مامانم. نگران ظهر هم به سمت خونه بابا پرواز کردم ولی برعکس انتظارم وروجک اصلاً تحویلم نگرفتافسوس و به جاش به دایی ها لبخند تحویل میداد.بغل (دلمو خوش میکنم که صورتم با مقنعه واسش آشنا نبودهزبان)

به هر حال از اون روز تا حالا به سلامتی گذشته و فقط کسرا همون روز اول به خاطر واکسن یه مقدار اذیت شده و بهونه گیری کرده، امیدوارم بعد از این هم فسقلی و مامان فریده هیچ کدوم اذیت نشن.

خدا رو شکر که مامانم هستن و خیالم بابت نگهداری کسرا راحته، امیدوارم هرکس که این امکان رو نداره قضیه به هر نحو دیگه واسش راحت پیش بره.

وروجکم در اولین روز دوری(این حالت انگشت کسرا مثل یه تیک ه که از روز تولد دارهقلب)

بهونه گیری های وروجک به خاطر درد محل واکسن که توی عکس مشخصه

 

پ.ن: کماکان با کسرا سر شیر خوردن با شیشه مشکل داریم! جالبه که آب رو با شیشه میخوره ولی شیر رو به سختی...

/ 16 نظر / 150 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان سام

آخه جای واکسنش چه قرمزه. کوچولوی ناز نازی این درد رو تحمل کردی ایشاالله باعث بشه هیچ درد و مریضی سراغت نیاد.یه عالمه بوس واسه ی کسرا جون خوشگل و مامانی [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

ناهید(مامان امیرحسین)

سلام آزاده جون. خسته نباشی. واقعا بعد از این همه با هم بودن خیلی سخته که ازش جدا بشی ولی خدارو هزار بار شکر که مادرت هست و دیگه دل نگرانی نداری. الهی قربون پسر ناز و خوشگل برم که واکسن خورده. واکسن خوبه ایشالله همیشه سالم باشی و هیچ وقت آمپول نخوری[ماچ][ماچ]

رویا

وای آزاده جون هول ورم داشت برا واکسن شش ماهگی کسری جونو بچلون

مامان بهراد

اااااااااای جانم قربونت بشم خاله جوووووووون این واکسن ها حال آدم رو هر چند ماه یک بار میگیره...

مامان کیان کوچولو

سلام عزیزم وبت خیلی جالب بود ناز نازیتم که دیگه نگو خدا حفظش کنه با تبادل لینک موافق اگه دوست داشتی ما رو به اسم کیان کوچولو لینک کن خبرش رو بهم بده تا لینکت کنم.

مامان آروین

خدارو شکر ایشالله همیشه در سلامت باشه قربون پسری گلم که خیلی اذیت نشد دست مامان بزرگ جونی هم درد نکنه که اینقدر مهربونه و به مامان گلت تو بزرگ شدنت کمک می کنه . مامانی گل پسری رو از طرفم ببوس [ماچ]

ترکان

عاشق عکس اولیتم[ماچ][بغل]

مامان کیان کوچولو

سلام عزیز دلم به اسم وروجکم کسرا لینکشدی امیداوارم دوستای خوبی برای هم باشیم.

مامانی کسرا

عزیزم ببین چقدر دردش گرفته طفلک[ماچ] اما پسر شجاعیه این وروجک[قلب]

هنگامه

آزاده جون قدر مامانت رو خیلی بدون توی این زمونه که همه گرفتارن و حوصله بچه ندارن این مادرها نعمتن شروع سرکار رفتن هم تبریک و تسلیت