مرد کوچولوی من :)

مهمترین اتفاق این چند روز مستقل شدن جای خواب وروجک بود. لبخند 

جمعه 15 آذر درست اول 11 ماهگی، تصمیم گرفتم جای خواب کسرا رو جدا کنم که البته بسیاااار پروسه زمان بری شد و یکی دو ساعتی طول کشید، چون به جای شیر خوردن سرگرم اسباب بازی ها و محیط اتاقش میشد و به هیچ وجه به خوابیدن رضایت نمی داد... نتیجه امر این شد که بردم پیش خودم خوابوندمش و بعد کسرای خواب رو بردم گذاشتم تو تختششیطان

چند شب خودم هم توی اتاقش میخوابم تا وقتی که ساعت شیر خوردنش دستم بیاد (چون خوشبختانه یا متاسفانه کسرا نصفه شب برای شیر بیدار نمیشه و گریه نمیکنه... فقط توی خواب لباش تکون میخورهماچ) البته نظم قضیه با سفر رفتن بابا شهرام به هم خورد و خوش به حال کسرا شد که چند شبی که خونه بابا حسین بودیم تو بغل خودم خوابید. بغل

تصمیم دارم در مورد شیر نصفه شب با دکتر مشورت کنم به خاطر اثر بدی که شنیدم روی دندون بچه ها میذاره... و اگه مشکلی نباشه تا حد امکان کمش کنم. البته در کل خواب شب کسرا سنگینه و در حالت عادی زیاد شیر نمیخوره ولی چند وقتی بود که احساس کردم به خاطر هر تکونی که توی خواب میخوره از روی عادت دارم هر یک تا یک ساعت و نیم شیرش میدم اوه 

و موضوع مهم بعدی... 

با وجودی که تصمیم داشتیم بذاریم موهاش بلند بشه، ولی با دیدن صحنه هایی مثل این نظرمون عوض شد:

 

 و یه روز طی یک اقدام فوری با بابایی قیچی به دست افتادیم به جون کله ش عینک

اینم نتیجه ماجرا:

و عمق فاجعه: (وقتی که آشپز دو تا میشه ...)

و کمی بهتر:

 جالب اینکه هر دو نفر به شدت از نتیجه کارمون راضی هستیم متفکر و اصلاً هم نیازی به سلمونی حرفه ای حس نمیکنیم  از خود راضی

از اینجا به بعد عکس ها درهم و برهم مربوط به قبل و بعد از اصلاح سر کسراست.

دالی بابایی... قلب

 

 صحنه ای که قبلاً در موردش نوشته بودم: (حموم رفتن پدر و آواز خوندن پسر)دلقک

  

 خوشحالی به چنگ آوردن چیزایی که نباید دست بزنه

و...

 ؟؟؟!!!!!!!!

روشی که دایی ها کسرا رو می خوابونن

حمله به اتاق دایی علی

 

و روش بیدار کردن دایی آریا اول صبح که کسرا میرسه خونه بابا حسینشیطان

کسرا با دوستاش - اشکان و کارن و فرهان - (دوره دوستان دانشگاه) 

 

 کسرا در حال نیناینای... تشویق (وقتی که صدای آهنگ بشنوه، توی هر حالتی که باشه اینجوری دستشو بالا می گیره و می چرخونه)

 و ... وقتی از خواب بیدار میشه و منتظره تا بیایم برش داریم بغل

 

چیزایی که فعلاً یاد گرفته حرکت دادن دستش و بدنش با آهنگ خیال باطل و جدیداً داره دست زدن رو یاد می گیره، البته فعلاً فقط کف دستشو به هم می چسبونه تشویق

وقتی کنترل تلویزیون رو برمیداریم بی معطلی به تلویزیون نگاه میکنه و منتظر میمونه تا روشنش کنیم، یا وقتی در ظرف آب رو توی دستمون می بینه برمیگرده و دنبال خود ظرف می گرده. و کلاً ارتباط بین وسایل رو کامل میدونه

وسایل بازی رو با یک دست روی زمین می کشه و باهاشون چهار دست و پا میره (مثل حالت ماشین بازی) و ماشین های بزرگتر و سه چرخه و ... رو در حالتی که روی دو زانوش نشسته هل میده و راه میبره.ماچ

 

در نبود بابا شهرام با نق زدن و بهونه گیری و بی اشتهایی ش واقعاً اذیتمون کرد و درست روز رسیدن بابایی به طرز مشکوکی حالش خوب شد و اشتهاش برگشت متفکر یعنی وروجک نیم وجبی من معنی دلتنگی رو میفهمه؟؟؟ 

در کنار کسرای قشنگم منتظر طولانی ترین شب سال هستیم.  خیال باطل

یلدای همگی مبارک. 

/ 5 نظر / 37 بازدید
ماری

وااای عزیزم با چه فشار و حرصی دایی اریا رو بیدار میکنه اخ که ادم دوست داره بیاد بچلونه این کسری فسقلی بانمک خوردنی رو ... موی کوتاه هم بهش میاد اقا تر شده ... یلدای خوبی داشته باشی دوستم ...ایام به کام

ناهید(مامان امیرحسین)

ای جوونم وروجک با نمک. مثل همیشه از دیدن عکسات انرژی میگیرم. اصلاح موهات هم مبارک. عاشق خنده هاتم. مامانی واسه جدا خوابوندنش تحقیق کردی؟ وقت مناسب الانه؟

شیما مامان شاهین کوچولو

سلام آزاده جونم خوبی؟ وای خیلی پست باحالی بووووووووود [قلب] مردم از خنده [خنده] مخصوصا اون قسمتی که موهای کسری رو کوتاه کردین.... خیلی باحالهههههههههههه [قهقهه] از همه جالتر اون نگارش نوشتنتون بود که گفتی جفتتون هم راضی هستین [قهقهه] خیلی باحالی[تایید]

شیما مامان شاهین کوچولو

واییییییییییییییی جدی میگی؟ وبلاگ باز نمیشه؟؟؟؟ با چه برنامه ای باز میکنی؟ من با فایر فوکس که باز میکنم مشکلی نداره... تا حالاهم نشده کسی بهم بگه سخت باز میشه [ابرو] ایشاله مشکل از سیستمته [قهقهه][نیشخند]

مامان سام

به به چه پستی قشنگی بود حسابی از دیدن کسرا جونم لذت بردم[ماچ] مامانی واقعاً موهاشو خوب کوتاه کردید[چشمک] راستی مامانی در مورد خواب کسرا جون من حدود دو سال پیش از یه روانشناس خیلی عالی توی یه همایش در خصوص کودکان شنیدم که بچه تا دو سال باید حتماً پیش مادر بخوابه . این جور بچه ها در بزرگسالی از اعتماد به نفس بالایی برخوردار می شن.می گفت بچه ها در کل در طول شب فقط دو بار برای شیرخوردن بیدار می شن بقیه ی مواقع برای اینه که ببینن مادرشون پیششون هست یا نه کسرا جووووووووونم رو حسابی ببوسین خیلی دووووووووووووست دارم کسرا جونم[ماچ][ماچ][ماچ]