پسرم... امیدم...

این روزا به دلایلی حس و حال نوشتن و پست جدید نیستافسوس

دیشب ولی به شیرین کاریای کسرا که نگاه می کردم از خودم عصبانی شدم که فقط تو شادی حوصله دارم و این وقتا اینقدر بی خاصیت میشم! منتظر تصمیم جدی گرفتم که بعد از این توی هر حالت که باشم -شاد و غمگین- اجازه ندم کسرا تغییری حس کنه. این روزا فهمیدم مادر بودن خیلی قدرت میخواد و فقط غذا دادن و حموم کردن و عکس گرفتن و وبلاگ نوشتن نیست... خدایا بهم قدرتی بده که هر مشکلی داشتم، پسرم آب توی دلش تکون نخوره.

... و این پست رو میذارم که کسرا بعداً بدونه هر گرفتاری و ناراحتی که پیش بیاد، دیدن خنده ها و کاراش امیدی به من و باباش میده که همه سختیا برامون آسون میشه و برای ادامه انرژی میگیریم.

 

 

پ.ن: توی اداره، دور از کسرا نشستم و به انواع ناراحتیا فکر میکردم که چی میشه و کی تموم میشه و... که مامان فریده زنگ زد و گفت یه سفتی مثل دندون توی دهن کسرا دیدهبغل همین بس بود که مغزم refresh شه و همه چی یادم بره... خدایا شکرت... امیدم به توست...

/ 6 نظر / 33 بازدید
مامان سام

مبااااااااااااااارکه ایشاالله یه مروارید خوشگل به زودی مهمون کسرا جونم بشه.مامانی امیدوارم همیشه شاد و سرحال باشی و از وجود این وروجک لذت ببری.همیشه زندگی بر وفق مراد نیست کمی بالا و پایین هم داره ولی بازم باید خدا رو شکر کرد.زندگی با همه ی خوبی ها و بدی هاش بازم خاطره می شه که آدم بعد از گذشت چند سال می گه کاش باز به عقب برمی گشتم.پسر دوست داشتنی و شیرین رو ببووووووووووووووووووووسین[ماچ]

ماری

جووونم مبارکه ..دیگه بعد از این واسه دندونا زیا اذیت نمیشه من هم همینم دقیقا ..وقتی دپرس باشم اصلا سمت وبلاگ پسرم نمیام...اخه حس میکنم اون انرژی منفی رو نباید به پسرم و خاله هاش منتقل کنم

ناهید(مامان امیرحسین)

ایشالله که همیشه دلت شاد و پر امید باشه. دیدن خنده ی این وروجکا یه انرژی زای فوق العاده است. پیشاپیش دندونت هم مبارک کسرا جونم

آزاده و ساینا

انشالله که بهتر شی......... مرواریدت مبارک[بغل]

مامان کیان کوچولو

سلام عزیزم مبارک باشه مرواریدای کوچولوی پسرت کیان من هم دقیقا هفت روز قبل از کسرا جون دندون درآورد ان شااله که بقیه دندونا رو هم بدون اذیت در بیاره .

زیتا ملکی

شاد باشین هردوتاتون. مامان و کسرا!