نوروز و بعدش ...

 عسل مامان سال جدید رو با سفر شروع کرد. روز 27 اسفند به سمت سیرجان و بعدش قشم و بندرعباس و کرمان تا روز 7 فروردین. روز قبل از سفر دوباره آبریزش بینی کسرا شروع شد و دو سه روز اول سفر حالمونو گرفت. ولی غیر از اون در کل پسر ماهی بود و تنها مشکلمون باهاش غذا نخوردنش بود. هنوز نمیفهمم چرا گاهی اینقدر بی اشتهاست و بعضی روزا برعکس خیلی عالی غذا میخوره و خوش اخلاقه.

سه روز وسط تعطیلی ها به استراحت و دید و بازدید گذشت و چهار روز تعطیلی 11 تا 15 فروردین هم رفتیم مشهد پیش مامان شهلا و بابا حمید و عمه ها قلب هوا حسابی سرد بود و برای کسرا لباس گرم نبرده بودم ولی شانسمون گرفت و روز 13 هوا عالی شد و پسرم دومین 13 بدر عمرشو در چشمه گیلاس مشهد گذروند. (13 بدر پارسال حدود یک ماه و نیمش بود و توی کریر با کلی ترس و لرز بردیمش مبادا سرما بخوره خیال باطل )

بالاخره بردیمش شهربازی پروما و کلی خوشش اومد. بغل و به خاطر عشقش به جعبه ابزار و ... بابا واسش یه دست آچار پیچ گوشتی گرفت، کسرا با دیدنش دیوونه شد نیشخند و مجبور شدیم همونجا باز کنیم بدیم دستش.

عیدی واسش یه لگوی 600 تکه گرفتیم که البته فقط اسمش عیدی ه چون هنوز به دردش نمیخوره.زبان

 سال تحویل هم کنار دریا بودیم و عسلک در خواب ناز بود. (از ساعت 7 شب تا صبح فرداتعجب) بدین ترتیب لحظه ی تحویل سال صورت خوابشو بوسیدم و نمی دونم چرا گریه کردم! ابروقلب

هفت سین امسال کنار ساحل و کسرای من که توی چادر خوابیدهخواب

از روز 16 فروردین هم که زندگی به روال عادی برگشت و ما همچنان سرگرم دید و بازدیدهای عقب افتاده ی عید هستیم. هورا از دلتنگی اولین روز کار بعد از دو سه هفته در کنارش بودن هم که دیگه نگم بهتره...افسوس

شیرینی ها و آتیش سوزوندنای کسرا هم در سال جدید چند برابر شده و کلاً سال نو رو با انرژی مضاعف شروع کرده. راستی بلافاصله بعد از مسافرت دو تا دندون نیش پایینش با فاصله ی دو روز دراومد و شکر خدا اشتهاش برگشت. ولی به خاطر دندوناش اون چند روز حسابی اذیت شد.

توی حرف زدن این چند روز خیلی پیشرفت کرده البته هنوز کلمه ی معنی داری نمیگه! ولی به شدت تلاش میکنه و مدام با حرارت زیاد برامون با زبون عجیب و غریبش حرف میزنه.

عاشق صحبت با تلفنه، چه اسباب بازی چه واقعی، میگیره کنار گوشش و با حرکات خیلی بامزه صحبت میکنه. مثل بزرگترا ژست میگیره و با دستش ادا درمیاره. جالبه که گاهی با دستی که آزاده مشغول بازی میشه و همزمان صحبت میکنه.

حالا روزا که اداره ام مامان فریده زنگ میزنن و میگن کسرا کارت داره خیال باطل بعدشم عشقم گوشی رو میگیره و با جیغ و داد چرت و پرت به هم میبافه و من در اون لحظه: خیال باطلقلببغل روزی میشه که زنگ بزنی و بگی: مامان...  وااای که میمیرم براتخیال باطل

امروز بعد از کلی سرو کله زدن و فیلم و داستان که با حیووناش واسش درآوردم یاد گرفت که ببعی میگه: بع بع (و پشت سرم تکرار میکرد بع بع) گاوچران امیدوارم تا فردا یادش نره منتظر

بوس کردن، بای بای، ناز کردن رو هم یاد گرفته و تا میگیم انجام میده. دیشب توی اتاقش بازی میکرد و روی زمین کنارش نشسته بودم که یهو در حالی که چهار دست و پا از کنارم میخواست رد شه اومد طرفم و بدون اینکه بگم صورتمو بوسیدقلب منم چلوندمش. بغل

وسیله هایی که جدیداً علاقه مند شده: جاروبرقی (سیمشو میکشه بیرون و ازمون میخواد کلیدشو بزنیم تا سیم جمع بشه و دوباره...) سشوار، شارژر، تسمه کمر... و کلاً هر چیزی که بند یا سیم داشته باشه و بتونه دنبال خودش بکشه.

اینجا کامیونشو هل داده و خورده به در و چون نمیتونه جلوتر بره قهر کرده. (هنوز این حالت قهر و سر روی زمین گذاشتنو داره.) - به حضور تسمه کمر عزیز در بازی کسرا دقت کنید.خنثی

واسه راه رفتن بیشتر از قبل علاقه نشون میده. وقتی دستاشو می گیریم خوشحال میشه و با عجله قدم برمیداره. با کمک گرفتن وسایل اطراف راه میره ولی هنوز بدون کمک نمیتونه بایسته یا قدم برداره.

توی این عکس ها یک روز ظهر در بندرعباس که همه در حال استراحت بودن، با جدیت تمام سعی میکرد بدون اینکه پاشو از روی دمپایی برداره خودشو به اتاق برسونه! متفکر

مهم تغییرات و پیشرفتاش همینا بود، فعلا چیزی یادم نمیاد، تا پست بعدی که به امید خدا با فاصله ی کمتری باشه.

و باقی عکساش:

نمای داخلی این روزای ماشین لباسشویی ما: متفکرمنتظر

چادری که بابا حسین واسش گرفتن و تو خونه خودشون براش گذاشتن: (انگار وروجکم از حالا بدش نمیاد مستقل بشه) -به چراغ قوه ی بخت برگشته ی بابا حسین دقت کنید.

و با دوست کوچولوی نازش، حلما:


 روز زن به همه ی دوستای گلم، مامانای مهربون مبارک.

امیدوارم در کنار بالیدن عشقهای کوچولوتون به بهترین ها برسین. 

/ 22 نظر / 63 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیما مامان شاهین کوچولو

به به همیشه به گردش و شادی[ماچ] کسری جونم اب بازی میکنی... هه هه خیلی باحاله تو ماشین لباسشویی همه چی پیدا میشه.. قربون ااین پسمل شیطون بشم من[قلب] ازاده جون کجایی نیستی؟؟ [متفکر]

سحر

وای عزیزم قهر کردنش عالیه[قلب][قلب][قلب][ماچ][بغل]

مامی سارا

مهربانی ات را مرزی نیست یقین دارم فرشته ای قبل از آفرینشت قلبت را بوسیده [گل][گل][گل][گل]

مامان لیانا

سلام آزاده جون خیلی وقته از پسرک نازمون مطلب ننوشتی منتظرت هستیم عزیزم

ماری

سلام ازاده عزیزم با تاخیر روزت مبارک ...سالهای سال مادری کنی و دلت شاد باشه انشالله چقدر این قهر کردنش رو دوست دارممم اونجا باشم حسابی میچلونمش... ازاده جان واسه بی اشتهاییش از شربت خارجی زینک استفاده کردی ؟ واسه امیرعلی که خیلی جواب داد بعد من قربون این پسر خوب برم که اینقدر خودش رو با شرایط هماهنگ میکنه و اجازه میده سفر بهتون خوش بگدره ...ای جانم قدرش رو بدون مامان ازاده که از این مدل پسرا کم گیر میاد دوستون دارم از تک کت عکسا لذت بردم راستی کسری کپی بابا جونشه ...خدا حفظشون کنه

مامان رقیه

فدای سرت که کم میای هر وقت عشقت کشید بیا میگم آزاده سرکا هم میری؟ وای که من ظهرا وقت یمیرسم خونه فقط دوست دارم پویا خفه خون بگیره من استراحت کنم الان حال و احوال پسرکم بهتره ایشالا؟؟؟؟[ماچ]

آزاده و ساینا

عزیزممممم همیشه شاد باشید و سلامتتتتت[ماچ][گل]

کیک و دسر و شیرینی خونگی اعتماد

کارگاه خونگی اعتماد مفتخرست بیسکوییتهای فانتزی تزئین شده را با طراحی کاملا حرفه ای و قیمت منـصفانه عرضه نماید .. این بیسکوییتها درطراحی لوازم نوزاد مناسب سیسمونی , درطراحی دندان و مسواک و ..مناسب جشن دندونی , طراحی لوازم منزل برای جهیزیه , درطراحی عروس و داماد , لباس عروس و داماد و قلبهای فانتزی مناسب استفاده روی کیک تولد , گیفت بله برون و .. در طراحی شخصیتهای کارتونی مناسب گیفتهای تولد یا پذیرایی تولدهای کودکانه و ... همچنین جدیدترین مدل کیکهای عروسی و تولد .کیکهای 3بعدی .. انواع دسرهای زیبا .. و ازهمه مهمتر کیک و دسر و شیرینیهای صددرصد رژیمی حتی مناسب دیابت و چربی بالا .. با ما طعمهای واقعی را تجربه کنید . مناسب هرررر بودجه و سلیقه مارادر ف بوک لایک کرده و ازمزایای همراهان ویژه بهره مند شوید . نمونه کارهای بیشتر در وبلاگ ما ... بیسکوییتهای فانتزی و شیرینیهای رژیمی قابل ارسال به سراسر ایران .

کوثر

سلام دوباره خوشحالم میکنی اگه به وبلاگم سر بزنی[چشمک][چشمک]

نفیسه

سلامممم عزیزم...وای که چقدر دلم برای این وروجک تنگ شده بود.منم بعداز مدت ها اومدم[ناراحت]کسرا جووونم عاشقتم مخصوصا اونجایی که لختی تو استخرت[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]