6 ماهگی + سفر

اینجا وقتیه که مامان داره چمدون میبنده و کسرا خاله زنک شده نیشخند

از تجربه اولین سفر هوایی کسرا باید بگم که اصلاً خوب نبود نگران با نق زدن توی فرودگاه شروع شد و حدود 15 دقیقه آخر پرواز تبدیل به گریه و جیغ شد گریه نمیدونم مشکل دقیقاً چی بود ولی از کسرای آروم و خوش خنده بعید بود این رفتار متفکر

به هر حال هر چی که بود به محض پیاده شدن از هواپیما تموم شد. و جالب اینکه به قدری خسته بود که با رسیدن به خونه بابا حمید و به محض اینکه رفت بغل مامان شهلا سرش رو گذاشت روی شونه شونقلب (کاری که هیچوقت نمی کنه و همیشه دوست داره سرشو بالا بگیره)

خلاصه اینکه هنوز یک ساعت نگذشته همه چی یادش رفت و سلطنت آقا کسرا شروع شد: بغل

    عکسهای هنری عمه شیما از وروجک وقتی خوابیده خیال باطل

بازی و خنده با عمه شیلا قلب

از اونجا که تازه یک هفته بود غذای کسرا رو شروع کرده بودیم غذا خوردنش هم اونجا داستانی شده بود، چون بازیگوشی و فضولی باعث میشد غذا نخوره و مجبور بودم ببرمش تو اتاق خلوت و با هزار کلک بهش غذا بدم زبان

روز سه شنبه بابا حسین و مامان فریده رسیدن و از بس دلشون واسه کسرا تنگ شده بود اومدن دنبالمون و با کلی هدیه که واسه وروجک خریدن غافلگیرمون کردن، ظهرش هم مهمون مامان بزرگ مهربونم بودیمقلب 

و افتتاح صندلی غذای مسافرتی که مامان فریده و باباحسین زحمت کشیدن و واسه کسرا خریدن

 پنجشنبه هم بابا شهرام که دلش حسابی تنگ شده بود رسید مشهد و خوشی کسرا کامل شد.


کسرا در پروماچشمک

 و روز جمعه که مرد کوچولوی من برای اولین بار تو عمرش به عروسی رفت

 

 بعد از اون شب هم گردش و تفریح و مهمونیهورا

باغ وکیل آباد...

و عکسی که عاشقشمقلب

 ... سرد شدن هوا و بررسی کیفی پتویی که روی کسرا انداختیمنیشخند

 

صبح بعد از یه شب بارونی که هوا خیلی عالی شد هم یه پیاده روی سه نفره با بابا شهرام رفتیم که کسرا خیلی کیف کرد و هر جا که واسه خرید و دیدن و ... می ایستادیم، به هر کس که نگاش می کرد لبخند میزد  و آخرا که دیگه خوابش بردبغل

 

 

 وروجک قشنگم ماهگیت مبارک... همیشه شاد و سالم کنارمون باش 

 

پ.ن: امروز سوپ کسرا رو شروع کردم و خدا رو شکر دوست داشت، ممنون از راهنمایی های دوستای خوبم

/ 10 نظر / 131 بازدید
مامان سام

گل خوشگلم 6 ماهگیت مبارک.امیدوارم همیشه در گردش و شادی باشی.تو هم مثل سام من تو هواپیما شیطونی کردی.منم مجبور شدم تو راه برگشت به سام پستونک بدم تا آروم شه.مامانی کسرا جونم رو یه عالمه ببوسین [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

ماری

عزززیزدلم خنده هاش چقدر به ادم انرژی میده ...خدا حفظت کنه عشق خاله ...ازاده جون ببخشید جسارت نباشه شما ساکن تهرانید ؟ تایمی که سرکارید واسه کسری پرستار میگیری ؟ از کارش راضی هستی؟ همیشه خوش باشید

هنگامه

همیشه به گردش و مسافرت و عروسی و خوشی گل پسر سوپ خوردنت مبارک از حالا چیزای خوشمزه میخوری

مامان بهراد

قربون اون چشمای قشنگت که همیشه اینجوری به دوربین نیگا می کنی[قلب][بغل][ماچ]

ناهید(مامان امیرحسین)

جووونم چقدر خوشکله این گل پسر. صندلی غذاشم خیلی جالب بود. مبارک باشه آقا. اون ژست مردونه ات هم حرف نداشت. یه عالمه بوووووووووووووس

سیما

عززززیزم...مشهد بودین؟...عکسها یکی از یکی زیباتر[قلب]

مامانی کسرا

زیارت قبول، عروسی مبارک همیشه به گردش تو هواپیما هم احتمالا به خاطر فشار بوده که بچه گریه کرده بهش شیر میدادی خوب میشد! البته خدا رو شکر که آخرش بوده[شوخی] مواضبش باشید[ماچ]

افسانه مامان آرتان

__-------- _________________.-'.....&.....'-. ________________\.................../ _______________:.....o.....o........; ______________(.........(_............) _______________:.....................: ________________/......__........\ _________________`-._____.-'شاد باشي مهربون ___________________\`"""`'/ __________________\......,...../ _________________\_|\/\/\/..__/ ________________(___|\/\/\//.___) __________________|_______|آرزومند آرزوهــــاي قشنگت ___________________)_ |_ (__ ________________(_____|_____) ............ *•~-.¸,.-~* آپ کردم *•~-.¸,.-~*............ آخرین آپ بارداری زودی بیا

مامان رقیه

سلام آزاده جان خوبی؟ این آقایی که عکسش هست خیلی برام آشناس کیه این؟کسبه اس؟؟؟ احتمالا من باهاش سروکار دارم عیلکی نیس فامیلش؟ خیلی آشناس برام میگم این گل پسرت خیلی خواستنیه ها[ماچ] با فایر فاکس بیا وبلاگم حتما عکسا رو میبینی[قلب]